"مرد هزار چهره" یه سریال طنز بود

اما مهران مدیری

سکانس آخر این فیلمو انقدر خوب بازی کرد

که چند میلیون نفر با دیدنش اشک ریختن ...

وقتی قاضی ازش خواست

برای آخرین بار از خودش دفاع کنه،

اینجوری جواب داد :

 

« چه دفاعی از خودم بکنم جناب قاضی؟

من بی دفاعم...

من شریف تربیت شدم

من شریف بزرگ شدم...

نه کسی منو می‌شناخت...

نه کسی بنده رو می‌دید...

نه ثروتمند بودم

و نه هیچ چیز دیگر...

همه ی سهم بنده از زندگی، کار کردن در زیر زمین اداره ی بایگانی بود لای پرونده‌ها...

من ساده بودم

من همه چیز رو باور می‌کردم

من با هیچ‌کس مخالفت نمی‌کردم...

سرم به کار خودم بود و شریف بودم...

من نمی‌خواستم به بانک برم،

من نمی تونستم طبابت کنم،

من نمی تونستم سرهنگ باشم،

من نمی‌خواستم شعر بگم،

من مقاومت کردم تا حد توانم...

اما من توانم کم بود...

بنده ضعیف بودم

برای خودم ضعیف بودم و برای دیگران...

و من به همه احترام میذاشتم...

من به همه احترام میذاشتم

و من شروع کردم به بازی کردن...

و من شروع کردم به سرگرم شدن...

و بعضی وقت‌ها یادم رفت که کجام...

و همه ی این‌هایی که میگن،

مال من نیست، حق من نیست...

و من اشتباهی ام...

من از اولش هم اشتباهی بودم...

بله... من یادم رفت که این‌ها مال من نیست و من اشتباهی ام،

تقصیر من بود...

تقصیر دیگران هم بود...

اما خدایا تو شاهدی که من هیچ چیزی رو برای خودم برنداشتم...

من هیچ چیز رو توی جیبم نذاشتم...

من از سهم کسی نزدم...

من فقط اشتباهی بودم...

خدایا تو شاهدی که من چیزی رو خراب نکردم...

خدایا تو شاهدی که من کسی رو اذیت نکردم...

من فقط اشتباهی بودم...

چه دفاعی از خودم بکنم؟...

من بی دفاعم...

حالا من مانده‌ام و تقاص این همه اشتباه دیگران و بازیگوشی خودم...

جناب قاضی من از هیچ‌کس توقعی ندارم...

خدایا تو منو ببخش...

من اشتباهی بودم !!!... »

 

پ.ن: این پستو گذاشتم که بگم:

من الان دقیقا همون حسی رو دارم

که مهران مدیری

توی سکانس آخر "مرد هزار چهره" داشت .

من اشــــــــــــــــــتــباهـــــــــــــــی ام ...

منبع : طنز شنبــــــــــــلیلــــــــــــه |من اشتباهی ام !
برچسب ها : اشتباهی ,خدایا ,شاهدی ,دیگران ,بنده ,شریف ,اشتباهی بودم ,شروع کردم ,احترام میذاشتم ,برای خودم ,مهران مدیری